شیشه ی تنهایی شکست
دیگه تنها نیستم
سلام تازه به زندگی
البته همراه زهرا

چه كسي بود صدا زد سهراب
آشنا بود صدا مثل هوا با تن برگ
مادرم در خواب است
ومنوچهر وپروانه و شايد همه ي مردم شهر
شب خرداد به آرامي يك مرثيه از روي سر ثانه ها مي گذرد
ونسيمي خنك از حاشيه ي سبز پتوخواب مرا مي روبد
بوي هجرت مي ايد
بالش من پر اواز پر چلچله هاست
صبح خواهد شد
وبه اين كاسه ي آب
آسمان هجرت خواهد كرد
بايد امشب بروم
من كه از بازترين پنجره با مردم اين ناحيه صحبت كردم
حرفي از جنس زمان نشنيدم
هيچ چشمي عاشقانه به زمين خيره نبود
كسي از ديدن باغچه مجذوب نشد
هيچكس زاغجه اي را سر مزرعه اي جدي نگرفت
من به اندازه ي يك ابر دلم مي گيرد
وقتي از پنجره مي بينم حوري
دختر بالغ همسايه
پاي كمياب ترين نارون روي زمين
فقه مي خواند
چيز هايي هم هست
لحظه هاي پر اوج
مثلا شاعره اي را ديدم
آنچنان محو تماشاي فضا بود كه در چشمانش
آسمان تخم گذاشت
وشبي از شب ها
مردي از من پرسيد
تا طلوع انگور چند ساغت راه است
بايد امشب بروم
بايد امشب چمداني را
كه به اندازه ي پيراهن تنهايي من جا دارد بردارم
وبه سمتي بروم
كه درختان حماسي پيداست
رو به آن وسعت بي واژه كه همواره مرا مي خواند
يك نفر باز صدا زد سهراب !
كفش هايم كو
زمستان گذشته است گلها شكفته اند
و زمان نغمه سرايي فرا رسيده وتو اي كبوتر من در شكاف صخره ها
وپشت سنگ ها پنهان هستي
بيرون بيا بگذار صداي شيرين تو را بشنوم
زيرا اكنون ديگر زمستان به پايان رسيده است
تو را به جاي همه كساني كه نشناخته ام دوست دارم
تو را به جاي همه روزگاراني كه نمي زيستم دوست دارم
به خاطر عطر نان گرم و برفي كه آب مي شود و براي نخستين گلها
تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي دارم
تو را به جاي همه كساني كه دوست نمي دارم دوست مي دارم
سپيده كه سر بزند در اين بيشه زار خزان زده شايد گلي برويد شبيه آنچه در بهار
بوييديم
پس به نام زندگي
هرگز نگو هرگز


همیشه دو چشم عاشقش با من است
ونگاه روشنش به زندگی ام نور می پاشد.
آهنگ تپشهای قلب نا آرامش همپای گامهای من است.
دستهای گرم و معطرش را وقتی
بر پیشانی تب دارم می گذارد..
موجی از مهر در جانم می دود.
کلامش مثل نوای شرقی نی.
مثل لالای خوش کودکی ...
وقتی در خلوتم می پیچد خوابم شیرین می شود .
وقتی غمی به هستی ام می تازد 
وقتی آتش حسرتی دلم را آب می کند .
وقتی هوای چشمهایم بارانی می شود.
نگاه خیسش در دیدگانم می چرخد
و همان است که مرهم زخم درونم می شود..
وتنها اوست که گلهای مخملی بوسه را
بر دشت سبزگونه هایم می کارد.
وبارها پیشانی ام را بر سجده گاه شانه هایش
سوده ام و کتاب آفرینش را که کلمه به کلمه اش
عشق است در میان سینه اش دیده ام.
ودیدگانم را بدان متبرک کرده ام
و من هر روز که مهربانی در چشمانش طلوع میکند
رو به قبلهی نگاهش به دو رکعت
عشق قامت می بندم..
آخر او فرشته ی عشق .
تندیس مهر وبستان آرزوست.
او مادر من است


بالاخره عشقم برگشت اما افسوس که خیلی دیر اومد الانه که باید بگم بی وفا حالا چرا ؟ دلم خیلی
بیشتر از زمانی که خبری ازش نداشتم گرفته اومد اما نمی تونم براش کاری کنم تنها کار اینه که از دوری
و غم اینکه نمی تونم دیگه برم وببینمش زار زار گریه کنم دلم براش خیلی تنگ شده اما... گریه هاش
دلمو آتیش زد ولی چه کنم اون موقع که من زار میزدم کجا بود ؟ چقدر انتظار کشیدم حالا چه کار کنم
خدا جونم خودت کمکم کن دارم دیوونه میشم با اینکه بخشیدمش ولی ته دلم ازش متنفرم بهم بد کرد خ
یلی بد حق من از عشقی که بهش داشتم این نبود خدایا فقط خودت کمکم کن هر چند مال من نشدی
ولی ازت خیلی چیزا یاد گرفتم . یاد گرفتم به خاطر کسی که دوستش دارم باید دروغ بگم . یاد گرفتم
هیچ وقت هیچ کس ارزش شکستن غرور منو نداره . یاد گرفتم تو زندگیم دل کسی رو که بفهمم دوسم
داره هر روز به بهونه ای بشکنم . یاد گرفتم گریه های هیچ کس رو باور نکنم . یاد گرفتم هیچ وقت به هیچ
کس فرست جبران ندم. یاد گرفتم هر روز دم از عاشقی بزنم ولی خودم عاشق نباشم.
جمعی به در پیر خرابات
خرابند ......
قومی به در شیخ مناجات
مریدند ......
یک جمع
نکوشیده رسیدند به مقصد ......
یک قوم
دویدند و به مقصد نرسیدند ......
،تـنها عشق با روح انسان پـیـونـد می خورد،
،زنـدگـی بـدون عـشـق ،سـرد و مـرده اسـت،
،زنـدگـی تـوام عـشـق ،گرم و پـر خروش اسـت،
،هـر کـس کـه عشق را هـرگز نیافت زندگی هـم نکرد،
،و کسی هـم کـه عشق را یـافـت زنگی اش را ازدست داد،
،عشق شوری در نهاد ما نهاد***جان ما در بوته سودا نهاد،
،بـا عشق می توان دنیـا رو بـه انـدازه یک نفر کوچک کـرد،
،بـا عشق مـی تـوان یک نفر رو بـه اندازه دنیا بزرگ کرد،
،عشق با درد هـمـراه است، چون دگرگون می کند،
،عشق واقعی تنـهایی را به یگانگی مبدل میکند،
،عشق زیباست چون ،خدا،عشق را به ما

وقتی نیستی خونمون با من غریبی میکنه...!
دل اگه میگه صبورم خود فریبی میکنه...!
وقتی نیستی گل هستی خشک و بی رنگ میشه...!
نمیدونی...؟
که چقدر دلم برات تنگ میشه...!!!
گریه
گریه... چه واژه سبک و دلتنگی
گریه...چه واژه آرام كننده اي
گریه...چه واژه شاد و دردمندی
دلم بدجور هوای گریه کرده...
گریه به خاطر تمام نا گفته هام...
گریه برای تمام تنهایی هام...
گریه برای تمام دردهام...
گریه برای تمام نانوشته هام...
اگه تو از پیشم بری سر به بیابون می ذارم
هر چی گله شقایقه رو خاک مجنون می ذارم
اگه تو از پیشم بری من خودمو گم می کنم
شکایته چشم تورو به مرغ عاشق می کنم
اگه تو از پیشم بری کار من اوارگیه
خلاصشو واست بگم که اخر زندگیه
دلت می خواد اگه یه روز بدون من رفتی یه جا
دنبال مهربونیات اواره شم تو کوچه ها ؟
اگه بری بیدای مجنون و پریشون می کنم
سقف دل و بر سر ارزوها ویرون می کنم
اگه بری دعای من بازم می یاد پشت سرت
من به فدای تو و عشق تو و فکر سفرت

دل تنها و غریبم داره این گوشه می میره
اما وقت مردنم باز سراغتو می گیره
سلام خداجون می خوام با تو شروع کنم تو که تنها کسی هستی که همیشه پیشم هستی و هیچوقت من توی این دنیا بی کسی که همه فکر خودشون هستند تنها نمی ذاری خیلی حرفها می خوام بهت بگم اما نمی دونم چرانمیشه
خدا جون خودت توی این دنیا بی کسی هوام داشته باش من ممکن خیلی کارهای بد ازم سر بزنه ولی خودت به بزرگیت منو ببخش خداجون به خاطر همه چیزهای که دادهای و ندادهات شکرت خدا جون خیلی دوستت دارم
صدایم در برابر صدایت بی صداست
چشمانم در برابر چشمانت نا بیناست
خنده هایم در کنار خنده هایت خالیست
پس بدان بی تو هیچم
تنهایم نگذار تا با تو هم آواز شم...
تقدیم به عاشقان
تـــــقـــــــــدیــــــــم بـــه عـــاشـــــقـــــــان
گل من اگه میخانم به خاطر توه اگه مجنون دیونه ام بخاطر توه
با رفتنت فهمیدم سر ساده منم اونی که تو این بازی بازنده است خود منم 
بیا بشینو ببین شده پاره تنم فقط با شراب اروم میگیره داغ دلم
داغ تو بود تو دلم اینجا یاد گاری حالا جای عکس تو مونده تو البومم خالی
شاید روزی بگن چشام سیر نگاهت خیال میکردی روزی بهت میگم نمی خامت
اره منو از یادت ببر ای رفته به باد خاکسرداغ عشقمون رفته به باد
دیگه نمیخامت برو بیرون تنهام بزار دیگه عشقو میبینم به چشم تناب دار
گلی بودم پر پر کردی دادی به باد
بیایید همه باهم برای مردم آواره چین از ته دل دعا کنیم
![]()

1- اولش به فکر آخرش نباشي آخرش به فکر اولش مي افتي
2- لذتي که در فراغ هست در وصال نيست چون در فراغ شوق وصال هست و در وصال بيم فراغ
3- آغاز کسي باش که پايان تو باشد
4- پرستویي که به فکر مهاجرت هست از ويراني آشيانه نمي هراسد
5- کمي سبکسري لازم است تا از زندگي لذت ببري و کمي شعـــور، تا مشکلي برايت پيش نيايد
6- دوست واقعي كسي است كه اكر ساعتها در كنار او ساكت بشيني و صحبتي بينتون ردوبدل نشه بعد از
خداحافظي احساس كني كه ساعتها باهاش دردودل كردي
7- چون مي گذرد غمي نيست
8- انسان بايد سعي کند در زندگي چيزهايي که دوست دارد را بدست آورد ، وگرنه مجبور ميشود
چيزهايي را که بدست آورده است دوست بدارد
9- فرصتها در سختي ها بوجود مي آيند بدون جاذبه، پرواز معني ندارد
10- کاش ميشد سرنوشت را از سرِِ نوشت
11- براي تمام دردها دو علاج وجود دارد گذر زمان وسكوت
12- اگر شير درنده اي در برابرت باشد بهتر است از اينكه سگ خائني پشت سرت باشد
13- هميشه از سکوت چگونه فرياد زدن رو بياموز
14- مورد اعتماد بودن بهتر از دوست داشتني بودن است
15- با يه چوب کبريت ميشه هزاران درخت رو سوزوند و از يه درخت هزاران چوب کبريت به وجود مي آيد
16- محبت از درخت آموز که سايه از سر هيزم شکن هم بر نميدارد
17- هر چيزي که تو را نکشد مطمئناً قوي ترت ميکند
18- اين جهان پر از صداي پاي مردمي است كه همان طور كه تو را مي بوسند طناب دار تو را مي بافند
19- آنکه مي گريد يک درد دارد و آنکه مي خندد هزار و يک درد
20- گذشت زندگي يک چيز را بارها ثابت مي کند و آن اين است که گاهي احمق ها درست مي گويند
21- هر انسان بيشتر از آنکه از دشمنان خود ضربه ببيند از دوستان نادان خود ميبيند
22- چرا هميشه بدنبال اين هستيم که بدانيم چرا گل خار دارد؟ بياييد گاهي بدنبال آن باشيم که
بدانیم چراخار گل دارد؟
23- خدايا! چگونه زيستن را به من بياموز چگونه مردن را خود خواهم آموخت
24- جامعه مثل آب نمک است شنا کردن در آن بد نيست اما بلعش وحشتناک است
25- دو تراژدي دردناک در زندگي وجود دارد : يکي اينکه در عشقت ناکام شوي و ديگر
اينکه به وصال عشقت برسي
26- چه فکر کني مي تواني و چه فکر کني نمي تواني ، درست فکر ميکني
27- اگر مردم را به حال خود گذاشتي تو را به حال خود خواهند گذاشت
28- در نمك بايد چيز غيب و مقدسي وجود داشته باشد چيزي كه هم در اشك و هم در درياست
29- من هرگز نمي نالم...قرنها ناليدن بس است...ميخواهم فرياد بزنم...!اگر نتوانستم سكوت ميكنم
30- بادها مي وزند، عده اي در مقابل آن ديوار مي سازند و تعدادي آسياب به پا مي كنند
31- پريدن كار دل است و قدم زندن كار عقل، اگر لذت جهان خواهي با دل همسفر شو و اگر
مقصد خواهي آهسته رو
32- زندگي همانند هنر نقاشي كردن است با مداد مشكي ولي بدون پاك كن
33- زندگي درس حساب است، خوبيها را جمع، بديها را كم ، خوشيها را ضرب و شاديها را تقسيم كنيم
34- زندگي نكن براي مردن، بمير براي زندگي كردن
35- زندگي تفريح است ميان تولد و مرگ
36- خشم با ديوانگي آغاز ميشود و با پشيماني پايان ميپذيرد
37- آزادي تنها ارزش جاودانه تاريخ است
38- مسير را به خاطر بسپار که مقصد همان مسير است
39- با خودت صادق باش و نگران آنچه ديگران درباره ات فكر مي كنند نباش . تعريفي را كه
آنها از تو دارند نپذير ، خود ، خودت را تعريف كن
40- دنيا از آن کسي است که براي تصاحب آن با خوش خلقي و ثبات قدم گام برميدارد
41- زندگي سفر است پس بياييد همسفران خوبي براي ديگران باشيم
42- بزرگترين آزادي بشر ، توانايي تصميم گيري و انتخاب نگرش هاي خويشتن است
43- خانمها با گوشهايشان عاشق مي شوند و آقایان با چشم هايشان ...
44- ما همان ميشويم كه تمام روز به آن مي انديشيم
45- مبارزه هر قدر صعب, صعود را ادامه بده. شايد قله تنها در يک قدمي تو باشد
46- زندگي درس حساب است، خوبيها را جمع، بديها را كم ، خوشيها را ضرب و شاديها را تقسيم كنيم
47- در زندگي خوشبختي به سراغ كسي نميآيد، انسان بايد سراغ خوشبختي برود
48- دنيا آنقدر بزرگ است که براي همه جايي براي زيستن دارد . پس سعي کنيم بجاي اينکه جاي
ديگران را بگيريم و يا خود را جاي ديگران جا بزنيم جايگاه واقعي خود را بدست بياوريم
49- شيشه نزديكتر از سنگ ندارد خويشي......
50- جستجوي حقيقت شيرين تر از پيدا كردن آن است
51- در زندگي خانوادگي،شوم ترين كلمات اين دو هستند:مال من،مال تو
52- پروردگارا به من آرامش ده تا بپذيرم آنچه را که نمي توانم تغيير دهم و دليري ده تا تغيير دهم
آنچه را که مي توانم تغيير دهم. بينش ده تا تفاوت ايندو را دريابم مرا فهم ده تا متوقع نباشم دنيا
و مردم آن مطابق ميل من رفتارکنند
53- براي جبران اشتباهات، به دوستانت همانقدر زمان بده که براي خودت فرصت قائل ميشوي
54- ظرفيت عشق وجودت را با دوست داشتن همه ي انسان ها و تمامي زندگي افزايش بده
55- امکان تغيير در زندگي هست.ديگران اين کار را کرده اند
56- از درخت سکوت ميوه آرامش آويزان است
57- آن چه را در روشنايي ديده اي در تاريکي به فراموشي نسپار
58- خدايا كمكم كن همه رو از ته دل دوست بدارم نه ظاهري و نه گفتاري !
59- هيچ انساني دوست يا دشمن تو نيست بلکه انسانها معلم تو هستند
60- کوچک که بودم فکر مي کردم آدمها چقدر بزرگند ! و ترس برم ميداشت بزرگ که شدم
ديدم چقدر بعضي آدمها کوچکند و باز ترسيدم
61- هيچ مشکلي نيست که محبت کافي نتواند بر آن غلبه کند
62- شما ميتوانيد بهترين بذر جهان را در اختيار داشته باشيد،ولي اگر محل مناسبي براي رشد
آنها نداشته باشيد،فايده اي نخواهد داشت
63- در حساب عشق يك به اضافه يكي برابر است با همه چيز و دو منهاي يك برابر با هيچ
64- عشق همانند پروانه ايست كه اگر سفت بگيري له مي شود و اگر سست بگيري مي گريزد
65- مردها همواره ميخواهند اولين عشق يك زن باشند و زن ها دوست دارند آخرين عشق يك مرد باشند
66- وقتي به دنيا اومدي، تو تنها كسي بودي كه گريه ميكردي و بقيه ميخنديدن. سعي كن يه جوري
زندگي كني كه وقتي رفتي، تنها تو بخندي و بقيه گريه كنن
67- دوستت دارم ، نه به خاطر شخصيت تو ، بلكه بخاطر شخصيتي كه من از تو ميگيرم
68- يك همسر فقط همراه آدم نيست، او كل تقدير ماست
69- انسان، عاشق زيبايي نمي شود. بلكه آنچه عاشقش مي شود در نظرش زيباست
70- گاهي اوقات در زندگي خيلي زود، ديــــــــــــر مي شود
71- براي اينكه بزرگ باشي، نخست كوچك بودن را تجربه كن
72- هيچ مردي،زن را نمي فهمد، هيچ زني، مرد را نمي فهمد، زيبايي با هم بودنشان همين است
۷۳- از اين كه زندگي شما تمام شود نترسيد، از آن بترسيد كه هرگز آغاز نشود
۷۴- پيري مانع از عشق نيست . اما عشق تا حدي مانع از پيريست
۷۵- ما واقعاً تا چيزي را از دست نديم، قدرش را نميدونيم، ولي در عين حال تا وقتي كه چيزي
رو دوباره بدست نياريم، نميدونيم چيزي را از دست داديم
۷۶- رويايي رو ببين كه ميخواي. جايي برو كه دوست داري چيزي باش كه ميخواي باشي. چون
فقط يك جون داري و يك شانس براي اينكه هر چي دوست داري انجام بدي
۷۷- روشنترين آينده هميشه روي گذشته فراموش شده، شكل ميگيره. نميشه تا وقتي كه دردها و
رنجها را دور نريختي، توي زندگي به درستي پيش بري
۷۸- دوست واقعي كسي است كه دستهاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس كند
۷۹- زياده از حد خود را تحت فشار نگذار، بهترين چيزها در زماني اتفاق ميافتد كه انتظارش را نداري
۸۰- کسي که براي محبت حدود قائل مي شود ، معني محبت را نفهميده است
۸۱- تنها بنايي که اگر بلرزد ، محکمتر مي شود ، دل است
۸۲- هيچ کس نمي تونه به دلش ياد بده که نشکنه ولي حداقل يادش بدين که وقتي شکست لبه
تيزش دسته اوني رو که شکستش نبره
۸۳- سعي کن خودت باشي. گمشده واقعي تو تو را آنطور که هستي دوست مي دارد نه آنطور
که خود مي پسندد
۸۴- هيچ صيادي نمي تواند در جوي حقيري که به گودالي مي ريزد مرواريدي صيد کند
۸۵- دنبال کسي نباش که باهاش بتوني زندگي کني دنبال کسي باش که بدون اون نتوني زندگي کني
۸۶- خدايا به من تلاش در شكست، صبر درنومیدی، رفتن بي همراه، فداكاري در سكوت، خدمت
بي نان،مناعت بي غرور، عشق بي هوس و دوست داشتن بي انكه دوست بداند روزي كن
۸۷- براي رسيدن به دوردست ها, بايد از نزديكي ها گذشت , اما رسيدن به نزديكي ها به سهولت
ميسر نيست
۸۸- جاي کشتي در ساحل بسيار امنتر است ولي براي اين ساخته نشده
۸۹- سعي کن عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه که بدان مي نگري
۹۰- بگذار تا شيطنت عشق چشمان تو را بر عرياني خويش بگشايد. هرچند آن بجز معني رنج و
پريشاني نباشد. اما کوري را هرگز بخاطر آرامش تحمل مکن
تو فراموش نکن انچه میان من وتوست

سلام بینندگان عزیز لطفا از کپی کردن مطالب این وب جدا خوداری کنید 
باتشکر مهران
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا
نوش دارویی بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگ دل این زودتر می خواستی حالا چرا
عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
نازنیا ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا
وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار
این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا
شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود
ای لب شیرین جواب تلخ سر بالا چرا
ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت
این قدر بابخت خواب آلود من لالا چرا
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان میکند
در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا
در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین
خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا
شهریارا بی جیب خود نمی کردی سفر
ای سفر راه قیامت میروی تنها چرا
من / عشق
پاك يعني
سرزمين لحظه
يعني بيداد
عشق من
باختن عشق
جان يعني
زندگي ليلي و
قمار مجنون
در عشق يعني ... شدن
ساختن عشق
دل يعني
كلبه وامق و
يعني عذرا
عشق شدن
من عشق
فرداي يعني
كودك مسجد
يعني الاقصي
عشق / من
عشق آميختن افروختن
يعني به هم عشق سوختن
چشمهاي يكجا يعني كردن
پر ز و غم دردهاي گريه
خون/ درد بيشمار
عشق من
يعني الاسرار
كلبه مخزن
اسرار يعني
وعشــــــــــــــــــــــــــــــــــق يعنی تو









